
یونس معروفخانی

:دسته بندی ها
اخبار
۲۵,شهریور,۱۴۰۴ ،ساعت ۱۹:۳۷
در سالهای اخیر، گاه در رسانهها یا شبکههای اجتماعی، از بابک زنجانی با عنوان «ایلان ماسک ایرانی» یاد شده است. این نامگذاری، در نگاه نخست شاید جذاب یا حتی غرورآفرین به نظر برسد؛ چراکه ایلان ماسک در سطح جهانی نماد نوآوری، جسارت، و آیندهنگری است. اما بررسی دقیق نشان میدهد که این مقایسه نهتنها بیاساس است، بلکه میتواند جامعه را در درک صحیح مفهوم کارآفرینی، نوآوری، و توسعه گمراه کند.
ماسک کارآفرینی است که در قلب اقتصاد دانشبنیان رشد کرده، شرکتهایی تأسیس کرده که تأثیرات جهانی بر انرژی، حملونقل و حتی رؤیای سفرهای فضایی داشتهاند. در مقابل، بابک زنجانی بیشتر به واسطه نقش خود در شبکههای مالی و تجاری غیرشفاف، بهرهبرداری از تحریمها، و پروندههای قضایی شناخته میشود. این تفاوت بنیادی، نشان میدهد که استفاده از برچسب «ماسک ایرانی» برای زنجانی، بیشتر یک اغراق یا سوءبرداشت رسانهای است تا واقعیت.
این مقاله در نه بخش تلاش میکند با بررسی ابعاد مختلف زندگی، فعالیتهای اقتصادی، جایگاه اجتماعی، و نگاه جهانی به این دو چهره، نشان دهد که چرا چنین مقایسهای اساس درستی ندارد.
بابک زنجانی در سال ۱۳۴۳ در تهران متولد شد. او دوران تحصیل متوسطه را در ایران گذراند و هیچگاه به عنوان یک دانشآموخته دانشگاهی یا متخصص علمی شناخته نشد. روایتهای متعددی درباره آغاز فعالیت اقتصادی او وجود دارد: برخی میگویند او راننده یکی از مقامات بلندپایه بانک مرکزی بوده، برخی دیگر شروع کار او را از فعالیتهای کوچک تجاری میدانند. آنچه مسلم است، زنجانی از مسیر سنتی کارآفرینی وارد نشد؛ نه ایده فناورانهای داشت، نه محصولی ساخت، و نه تیم علمی یا پژوهشی گردآورد. او از همان ابتدا بیشتر به سمت فعالیتهای مالی، بانکی و واسطهگری رفت و به تدریج از فرصتهای اقتصادی ناشی از تحریمها استفاده کرد.
ایلان ماسک در سال ۱۹۷۱ در پرتوریا، آفریقای جنوبی، به دنیا آمد. او از کودکی به برنامهنویسی علاقه داشت و در ۱۲ سالگی اولین نرمافزارش را فروخت. پس از مهاجرت به کانادا و سپس آمریکا، در دانشگاه پنسیلوانیا در رشتههای فیزیک و اقتصاد تحصیل کرد. مسیر ماسک با ایدههای فناورانه آغاز شد: او ابتدا Zip2 را برای کمک به روزنامهها در حضور آنلاین راهاندازی کرد، سپس X.com را ایجاد کرد که بعدها به PayPal بدل شد. سرمایهاش را در پروژههایی صرف کرد که همگی آیندهنگر بودند: خودروهای برقی (Tesla)، پرتاب ماهواره و سفرهای فضایی (SpaceX)، انرژی خورشیدی (SolarCity)، و اینترنت جهانی (Starlink).
زنجانی در فضایی رانتی و بسته رشد کرد، ماسک در بستر رقابتی و علمی. یکی محصول روابط غیررسمی است، دیگری محصول نوآوری و کار علمی.
بخش بزرگی از ثروت زنجانی در دوران تحریمهای بینالمللی علیه ایران بهدست آمد. او با ایجاد شبکهای از شرکتهای پوششی در کشورهای مختلف، نفت ایران را به بازارهای جهانی میرساند و در ازای آن ارز دریافت میکرد. بخشی از این ارزها هرگز به ایران بازنگشت و همین موضوع در نهایت منجر به بازداشت و محاکمه او شد. او مالک بیش از ۶۰ شرکت در حوزههای گوناگون بود: بانک (بانک FIIB در مالزی)، هواپیمایی (قشم ایر)، هتلداری، بازرگانی، و... اما هیچیک از این فعالیتها بهعنوان یک نوآوری فناورانه شناخته نشدند.
ماسک ثروت خود را از فروش موفقیتآمیز استارتاپهای فناورانه بهدست آورد. او سرمایه اولیه حاصل از Zip2 و PayPal را در پروژههای بلندمدت سرمایهگذاری کرد. درآمد او از طریق جذب سرمایهگذاران، عرضه سهام در بازارهای جهانی و فروش محصولات نوآورانه به دست آمد. تسلا با عرضه خودروهای برقی بازار جدیدی خلق کرد، اسپیسایکس با کاهش هزینه پرتاب موشک، بازار فضایی را متحول کرد، و استارلینک با اتصال اینترنتی مناطق محروم، جهانی را تحتتأثیر قرار داده است.
زنجانی به «دلال تحریم» مشهور شد، در حالی که ماسک به «کارآفرین نوآوری» شناخته میشود. یکی ثروتش را از خلأها و محدودیتهای سیاسی بهدست آورد، دیگری از توسعه فناوری و رقابت.
زنجانی بدون ارتباط نزدیک با نهادهای حکومتی نمیتوانست چنین رشد کند. قراردادهای نفتی، تسهیلات بانکی، و شبکههای غیرشفاف مالی او همه وابسته به حمایتهای پشت پرده بودند. با تغییر شرایط سیاسی و فشارهای بینالمللی، همین روابط به پاشنه آشیل او تبدیل شد و در نهایت به زندان افتاد.
ماسک نیز تعاملاتی با دولت آمریکا دارد؛ برای مثال، اسپیسایکس قراردادهایی با ناسا و وزارت دفاع آمریکا بسته است. اما تفاوت مهم اینجاست که این قراردادها در رقابت آزاد و شفاف بهدست آمدهاند. تسلا هم از مشوقهای انرژی پاک بهره برده، اما زیر نظارت شدید قوانین بورس و رسانهها فعالیت میکند.
زنجانی محصول یک سیستم رانتی است، ماسک محصول اکوسیستم رقابتی. اولی بدون دولت نمیتواند وجود داشته باشد، دومی حتی در برابر دولت ایستاده و راه خودش را پیش برده است.
هیچ یک از شرکتهای زنجانی به نوآوری فناورانه مشهور نیستند. هواپیمایی قشم ایر، بانک مالزی، هتلها یا شرکتهای بازرگانی او، همگی فعالیتهایی مرسوم و سنتی بودهاند. او نه محصول جدیدی به جهان معرفی کرده و نه صنعتی را متحول کرده است.
ماسک دقیقاً به خاطر نوآوریهای بزرگش شناخته میشود:
زنجانی فقط یک «بازرگان» بود، ماسک یک «نوآور» است.
زنجانی در سطح جهانی بیشتر به عنوان یک متهم اقتصادی شناخته میشود. نام او در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا و آمریکا قرار داشت. رسانههای بینالمللی او را به عنوان فردی مرتبط با فساد و پولشویی معرفی کردند.
ماسک در سطح جهانی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد جهان شناخته میشود. او در فهرست مجله تایم به عنوان «شخصیت سال» معرفی شد، در مجامع جهانی از او به عنوان رهبر نوآوری یاد میشود، و ایدههایش افکار عمومی جهان را درگیر کرده است.
پروندههای قضایی و فساد مالی بخش جداییناپذیر از نام زنجانی هستند. عدم بازگرداندن پول نفت، بدهیهای کلان، و اتهامات متعدد باعث شده وجهه عمومی او بیشتر منفی باشد.
ماسک نیز منتقدان زیادی دارد و برخی رفتارهایش جنجالآفرین بوده است، اما در سطح کلان، پروژههایش همسو با آینده پایدار هستند: خودروهای بدون آلودگی، انرژی خورشیدی، و دسترسی جهانی به اینترنت.
زنجانی نه تنها مسئولیت اجتماعی نداشت، بلکه متهم به ضربه زدن به اقتصاد ملی است. ماسک، با وجود همه نقدها، پروژههایی دارد که بر آینده بشر تأثیر مثبت میگذارند.
چرا برخی زنجانی را «ماسک ایرانی» خواندند؟
با مرور پیشینه، شیوه کسب ثروت، نقش دولت، میزان نوآوری، جایگاه جهانی، اخلاق کاری و مسئولیت اجتماعی، روشن میشود که بابک زنجانی هیچ شباهت واقعی با ایلان ماسک ندارد.
بنابراین، لقب «ایلان ماسک ایرانی» برای بابک زنجانی یک سوءتفاهم بزرگ است. جامعه ایران برای پیشرفت نیاز به الگوهایی واقعی از نوآوری، شفافیت و کارآفرینی دارد، نه کسانی که ثروتشان بر پایه رانت و فساد بنا شده است.